


مفهوم توسعه پایدار در دهه های اخیر مورد توجه بسیاری از کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است. موضوعات متعددی توسعه پایدار را شامل می شود از جمله آموزش عالی، سلامت، اقتصاد، بازرگانی، کشاورزی، صنعت و غیره.
ارتباط بخش آموزش عالی کشور با مفهوم توسعه پایدار بسیار تنگاتنگ و پیچیده است. اگرچه توجه به بخش سلامت، کشاورزی، محیط زیست، صنعت و غیره نیاز امروز توسعه کشور نیز است، لیکن بدون سرمایهگذاری و استفاده از فناوریهای نوین بعنوان یکی از مهمترین زیر ساختهای توسعه پایدار، راه پیشرو برای توسعه بسیار سخت و صعب العبور خواهد بود.
نگاهی اجمالی به رتبه کشور از نظر نظام آموزش عالی بعنوان تربیت کننده نیروی کار فناور نشان میدهد که در بین کشورهای اسلامی طی دهههای اخیر جهش چشمگیری داشته، با این وجود گسترش آموزش عالی در جهان باعث میگردد که با اهمیت سرمایهگذاری کشورهای در حال توسعه در این جهش نیازمند برنامهریزی دقیق و شناخت از عوامل تأثیرگذار است. از شاخصهای توسعه در آموزش عالی، وجود مراکز استاندارد آموزش عالی، هیأت علمی متخصص، وجود رشتههای در راستای تکنولوژیهای نوین (فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی و غیره)، مراکز تحقیقاتی مجهز و کارآمد، تولید علم و دانش، و غیره در سه دهه اخیر در هر یک از موارد سرمایهگذاریهای قابل توجهی انجام شده است و این گسترش و مقایسه آمار و ارقام امیدوار کننده است. اما در مواردی در مقایسه با رشد و سرمایهگذاری کشورهای منطقه نیازمند تأمل و برنامهریزی طولانی مدت است. در زمینه تولیدات علمی نمایه شده که به عنوان بخشی از مهمترین شاخصهای بروندادی علم و فناوری کشورها محسوب میشود که توجه به نتایج و تجزیه و تحلیل وضعیت آن میتواند در برنامهریزیهای کلان تا اندازهای مؤثر است.
با توجه به اینکه به طور معمول، پشت سرگذاشتن کشورهای رقیب و همچنین کشورهای منطقه، بخشی از اصلیترین اهداف کشورها در محور توسعه و حرکت در مسیر توسعه تشکیل میدهد، در اختیار داشتن اطلاعات مناسب که نشان دهنده ابعاد مختلفی از این وضعیت در کشور و کشور ما است بسیار حایز اهمیت است که خود مقدمه برنامهریزی کلان است و مدیران ارشد و سیاستگذاران برای شناخت میزان فاصله کشور خود با این کشورها میتوانند با شناخت از شکافهای موجود در زمینههای مختلف توسعه به برنامهریزی بپردازند.
کشور جمهوری اسلامی ایران بر همین مبنا پس از ثبات به دست آمده به ویژه پس از جنگ تحمیلی با ارایه اولین برنامه 5 ساله توسعه کشور که در فاصله زمانی سالهای 1368 تا 1372 و تداوم برنامهریزی و اجرای دومین، سومین و چهارمین (سال 1388 به پایان رسید) برنامه 5 ساله دولت تأثیر بسیار زیادی در توسعه همه جانبه کشور داشته است.
علاوه بر آن چشمانداز توسعه در ایران 1404، برنامهریزی جهت تهیه نقشه علمی کشور توجه ویژه به اصل 44 قانون اساسی کشور، اسناد ملی توسعه استان، جهت توسعه کشور که نهایتاً باعث میگردد جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از پهناورترین، پرجمعیتترین، پر سابقهترین، و قدرتمندترین کشورهای منطقه، بتواند با برنامهریزی دقیق و سرمایهگذاری مناسب به عنوان سرآمد کشورهای منطقه خلیج فارس و مدیترانه شرقی و حتی کشورهای MENA (خاورمیانه و شمال آفریقا) مطرح گردد.
برنامهریزی استراتژیک فرایندی است که اکثر شرکتها و سازمانهای موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامهها و فعالیتهای خود با افق دید بلندمدت و در جهت دستیابی به اهداف و تحقق مأموریت سازمانی بهره میگیرند. این نوع برنامهریزی که تاکنون اغلب مورداستفاده سازمانهای بزرگ واقع شده است، اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب استراتژیهایی منجر میشود که در صورت اجرای صحیح و به موقع، تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می آورد.
برنامهریزی استراتژیک با بررسی محیط خارجی و داخل سازمان، فرصتها و تهدیدهای محیطی و قوتها و ضعفهای داخلی را شناسایی میکند و با در نظر داشتن مأموریت سازمان، اهداف بلندمدت برای سازمان تنظیم میکند و برای دستیابی به این اهداف، از بین گزینههای استراتژیک اقدام به انتخاب استراتژیهایی میکند که با تکیه بر قوتها و با بهره گیری از فرصتها، ضعفها را از بین برده و از تهدیدها پرهیز کند تا در صورت اجرای صحیح باعث موفقیت سازمان در میدان رقابت شود.
در عصر اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی، هر سازمانی با هر اندازهای، با تغییرات و تحولات سریعی روبروست و باید فعالیتهای خود را بصورتی برنامهریزی و مدیریت کند که در محیط متلاطم و بازار به شدت رقابتی موفقیت کسب کرده و تداوم حیات داشته باشد. با توجه به مفهوم برنامهریزی استراتژیک، این امر مستلزم بهرهگیری از این نوع برنامهریزی است. چرا که از یک طرف آینده نگر بوده و از طریق پیشبینی تحولات آتی اقدامات مناسب را تنظیم میکند. از طرف دیگر گرایش به محیط داشته و ارتباط تنگاتنگ با آن دارد و از این لحاظ میتواند به سرعت از تغییرات محیط با خبر شده و واکنش مناسب و سریع نشان دهد.
مفاهیم، نظریات و مدلهایی که تاکنون درباره برنامهریزی استراتژیک ارایه شدهاند بیشتر در رابطه با سازمانهای بزرگ و متناسب با ویژگیهای آنها بوده و سازمانهای کوچک کمتر مورداقبال واقع شدهاند همین امر به علاوه برخی عوامل دیگر باعث میشوند تا سازمانهای بزرگ به راحتی از برنامهریزی استراتژیک بهرهمند شوند ولی سازمانهای کوچک تجربه چندان زیاد و موفقیت آمیزی در استفاده از این نوع برنامهریزی ندارند.
یکی از برنامههای کلان کشور برنامه راهبردی توسعه در سرتاسر کشور به منظور فراهم نمودن فرصت مناسبی است تا همه آحاد کشور بتواند متناسب با توانمندیهای محلی و برنامهریزی مشخص به توسعه در سطح وسیع یا به عبارتی توسعه پایدار دست یابند. شهرستان بافق با موقعیتهای خاص خود در این راستا میتواند با برنامهریزی و در نظر گرفتن توانمندیهای منطقهای خود در راستای اسناد بالادستی مملکت نقش ویژهای را در این برهه حساس زمان بعهده گیرد که علاوه بر تأمین نیازمندیهای کشور به توسعه اقتصادی استان و افزایش ثروت در بین شهروندان گردد.
در خصوص متدولوژی (روششناسی) تدوین این برنامه باید گفت: پيش نياز هر برنامه عملکردي، وجود برنامه استراتژيک و تعيين رسالت و چشمانداز سازمان است، بر اين اساس و با توجه به روند رشد و پويايي در شهرستان، و وجود رقابت در جوامع ضرورت وجود برنامه استراتژيک در سطح شهرستانی بيشتر مشخص شده. لذا با استفاده از اطلاعات برنامه استراتژيک شهرستان و اطلاعات حاصل از جلسات کارشناسي، به تدوين برنامه استراتژيک با رويکرد برنامهریزی از بالا به پایین(Top- down ) و از پایین به بالا (down- Top ) نمودند، که براساس اين رويکرد، با استفاده از اطلاعات برنامه استراتژيک ذينفعان خارجي تعيين گرديد و ذينفعان داخلي در طي جلسات متعدد تدوين گرديده و با تحليل ذينفعان به تدوين چشمانداز و تعيين رسالت شهرستان انجاميد. تحليل عوامل دروني و عوامل بروني منتج به مشخص شدن جايگاه شهرستان در نمودار ترسيم موقعيت دروني و بروني گرديد. در مرحله بعدي فرآيند برنامهريزي با تحلیل استراتژیها به تدوين اهدف کلان و اهدف استراتژيک شهرستان اختصاص يافت و برنامهي استراتژيک براي يک دوره پنج ساله 1397-1392 تدوين گرديد، که در قالب ماتريس SWOT انجام گرديد. و کتابچه حاضر نتيجه 21 جلسه دو ساعته جلسه چهار ساعته تیم مشاور با کارشناسان، مدیران شهرستان و اعضاء کمیتههای راهبردی است. ولي بايد خاطر نشان کرد که خود برنامه استراتژيک به خودي خود مشکلي از سازمان را حل نميکند، و مديريت اجرایي نيز کارآيي در برنامه استراتژيک ندارد، بلکه يک تفکر استراتژيک در مديريت عالي و کارشناسان و کارمندان سيستم ضامن اجراي برنامه استراتژيک، و ضامن پيشرفت سازمان براساس برنامه است.