


بهبود زندگی مردم، در چارچوب فرایند توسعه، یکی از اصلیترین دغدغه هاي دولتهاي امروزي به شمار می رود. کشورهاي مختلف می کوشند با افزایش شتاب فرایند توسعه، علاوه بر بهبود سطح رفاه جامعه جایگاه و نقش خود را در معادلات جهانی ارتقاء دهند. دستیابی به چنین هدف هایی مستلزم ایجاد بسترهاي مناسب است که زیرساختهاي فیزیکی، از آن جمله به شمار میروند.
به عبارت دیگر، رشد و توسعه اقتصادي کشورها در گرو اجراي پروژه هاي مختلف زیرساختی و خدماتی بوده و افزایش کارایی و تأمین ارائه خدمات از جمله اهداف اصلی آنها به شمار می رود. با توجه به اینکه نیازهاي کشورها خصوصاً کشورهاي در حال توسعه در زمینه ایجاد و توسعه زیرساختها بسیار بالا می باشد و تواناییهاي مالی دولت هاي مربوطه پاسخگوي ایجاد این زیرساختها نمی باشد و از سوي دیگر دولتها و بخشهاي عمومی از تخصص و کارایی لازم در این زمینه برخوردار نیستند.
نیاز به بهره گیري از کمک، تخصص، کارایی و نوآوري بخش خصوصی در زمینه ارائه و ایجاد زیرساختهاي توسعه به نحوي کارا از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. خصوصی سازي و کاهش تصديگري دولت در فعالیت هاي اقتصادي، بخش عمده سیاستهاي تعدیل ساختار اقتصادي را تشکیل می دهد. گسترش خصوصی سازي نه تنها مشارکت بخش غیردولتی را در اداره امور تصديگري اقتصاد افزایش می دهد و به انگیزه کارآفرینی، ابتکار و نوآوري قوت می بخشد، بلکه توان کارشناسی دولت را براي انجام پژوهشهاي لازم جهت اتخاذ سیاستهاي کلان اقتصادي مؤثر و کارآمد بکار خواهد گرفت.
سند چشم انداز جمهوري اسلامی ایران در افق 1404 که پس از قانون اساسی مهمترین سند جمهوري اسلامی می باشد، ایران اسلامی را پس از بیست سال، به قدرت برتر منطقه تبدیل خواهد کرد. مهمترین فراز از سند چشم انداز که بارها و بارها تکرار شده است جمله زیر می باشد:
"ایران کشوري است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادي، علمی و فناوري در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل"
از جمله اقدامات بسیار مهم و سرنوشت ساز رهبر معظم انقلاب که تأثیر به سزایی در تحول اقتصاد کشور و به دنبال آن دسترسی به اهداف سند چشم انداز بر جاي خواهد گذاشت، ابلاغ سیاستهاي کلی اصل 44 قانون اساسی به رؤساي قوه مجریه، مقننه و قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. کارشناسان مسائل اقتصادي بر این باورند که این ابلاغیه که دربارة توسعه بخشهاي غیردولتی از طریق واگذاري فعالیت ها و بنگاههاي دولتی است، فصل نوینی را در زمینة بخش خصوصی و نسبت دولت با آن خواهد گشود. مقام معظم رهبري در این ابلاغیه، ضمن تأکید بر رشد و توسعه اقتصادي مبتنی بر عدالت اجتماعی و مجاز شمردن واگذاري 80 درصد از سهام بنگاههاي دولتی مشمول اصل 44 به بخش هاي خصوصی، شش رهنمود به ترتیب زیر را به قواي سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ فرمودند:
تردیدي نیست که اجراي این سیاستهاي استراتژیک در کنار واگذاري سهام هشتاد درصدي کارخانه ها و بنگاههاي مورد اشاره در ابلاغیه رهبري انقلاب، می تواند باعث سرعت یافتن بیش از پیش آهنگ توسعه کشور و تحقق یک جهش بزرگ اقتصادي در کشور گردد و زمینه دستیابی جمهوري اسلامی به اهداف سند چشم انداز بیست ساله را همچنانکه رهبري انقلاب تصریح فرمودند، فراهم سازد.
ایجاد هر پروژهای مستلزم سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری یعنی تخصیص و صرف منابع محدود و هزینه بر به منظور حصول اهداف و نتایج مشخص، لذا اطمینان از اینکه صرف منابع محدود، وجاهت دارد؛ ضروری است. این توجیه ناظر بر دو وجه است، یکی اینکه در پرتو این سرمایه گذاری اهداف مورد نظر تأمین شوند و دیگر اینکه مقرون به صرفه ترین برنامه کار و یا راه رسیدن به اهداف مورد توجه قرار گرفته باشد.
رشد سریع اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و تغییر نگرش آنها موجب شده تا به توسعه امکانات و طرحهای زیربنایی توجه خاصی شود. آنچه مسلم است این است که انجام چنین پروژه هایی مستلزم بکارگیری سرمایه بسیار کلانی می باشد که مدیران شهری جهت تأمین این سرمایه های کلان با چالشها و دغدغه های اساسی مواجه بوده و بنابراین انجام پروژه ها به دلایل گوناگونی منطبق بر زمانبندی، هزینه پیش بینی شده و سرعت قابل قبول انجام نمی شود. یکی از مهمترین این دلایل را میتوان عدم تأمین مالی و وجود جریان مناسب نقدینگی در پروژه ها نام برد.
تأمین مالی و اتخاذ تصمیمات در این زمینه از مهمترین گام های اجرایی و در واقع پیشنیاز اصلی اجرای پروژه ها میباشد. از آنجا که روش تأمین مالی یک پروژه بر روند و کیفیت آن اثر بارزی دارد و رمز موفقیت یک پروژه تأمین مالی مناسب آن میباشد؛ از این رو شناخت اینکه چه روش هایی در تأمین مالی پروژه ها مورد استفاده قرار می گیرد از اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است. مشارکت بخش غیردولتی و عمومی می تواند به عنوان یک مکانیزم پایدار تأمین مالی پروژه های شهری در زمینه پرکردن خلاء زیرساختهای شهری و تأمین مالی طرح های توسعه عمل نماید، کیفیت خدمات ارائه شده را افزایش داده، موجبات ارتقاء بخش عمومی را فراهم نماید. مهمترین دلیل استفاده از روشهای مشارکت عمومی-غیردولتی دستیابی به ارزش کسب شده بیشتر در مقابل منابع صرف شده (Value for Money) نسبت به روشهای متعارف ارجاع پروژه می باشد.
از سویی دیگر ارزیابی و مطالعات امکانسنجی روشهای مشارکت نقش تعیین کنندهای را در پیشبرد هر چه بهتر اهداف سازمانها دارد. مطالعات امکانسنجی غالباً با تشخیص نیاز توسط مالک یا سرمایه گذار آغاز می شود. تشخیص درست نیاز و درست ترین راه تأمین آن موضوع مطالعات امکانسنجی است. غالباً نیاز با درخواست مرادف یکدیگر ابراز می گردند در صورتیکه اگر توجه شود در می یابیم که اصالت با نیاز است نه با خواست. چه بسیار مواقع که آنچه را انسان میخواهد الزاماً مورد نیاز وی نباشد. لذا اولین ضرورت، بیان خواست بر اساس شناسایی درست یک نیاز است.
چه بسیار مشاهده شده است که سرمایه گذاری های عظیم اقتصادی که توسط بخش های عمومی و یا غیردولتی صورت پذیرفته در جهت تأمین خواهش های ناسنجیده و یا پاسخ به انگیزه های نادرست بوده است. در یک مطالعه امکانسنجی در پی آنیم تا با شناسایی و تحلیل گزینه های متنوع فنی، اجرایی و ارزیابی های اقتصادی و مالی گزینه ها و ملاحظات اجتماعی سرمایه گذاری، مناسب ترین گزینه برآورنده نیاز را انتخاب کنیم. برنامه پروژه؛ که شامل تعیین محل اجرا، ظرفیت و یا وسعت، محدوده کار، منابع لازم، فناوری مناسب، روشهای انجام کار، بودجه و زمانبندی پروژه و به ویژه نحوه تأمین منابع مالی باشد محصول و نتایج مطالعات امکانسنجی است. با توجه به اهمیت مطالعات امکانسنجی پیش از سرمایه گذاری و زمانبر و هزینه بر بودن این مطالعات، معمولاً این مطالعه در چند مرحله انجام می شود تا موجب غربالکردن آلترناتیوهای برتر شده و نهایتاً مطالعه مبسوط و امکانسنجی نهایی قبل از اقدام قطعی به سرمایه گذاری فقط روی طرح نهایی صورت می پذیرد.