


طلاق، يکي از معضلات زندگي زناشويي است. افزايش روزافزون آمار طلاق در جهان، پژوهشگران حوزه خانواده و ازدواج را بر آن داشته است تا در مورد عوامل تأثيرگذار بر آن به بررسي و تحقيق بپردازند. طلاق پديدة پيچيدهاي است و عوامل مختلف فردي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بر آن تأثيرگذار است. دربين عوامل تأثيرگذار بر طلاق، عوامل فردي شامل عوامل ارثي و فيزيولوژيکي، ويژگيهاي شخصيتي و رواني بيشتر مورد توجه متخصصان حوزه خانواده و ازدواج قرار گرفته است. اختلالات و ناهنجاري هاي رواني يکي ديگر از عوامل آسيب زا در خانواده و زندگي زناشويي است. عوامل ديگري از قبيل سن، جنس، تحصيل، طبقه اجتماعي- اقتصادي، مدت زمان ازدواج، تعداد فرزندان و وضعيت اشتغال، تأثير زيادي بر روابط زناشويي و ميل به طلاق دارد.
ميل به طلاق يکي از پديده هاي شايع جوامع انساني است. پديده ميل به طلاق چند عاملي است و يک عامل به تنهايي نميتواند موجبات پيدايي آنرا فراهم کند. درميل به طلاق چند عامل بهم مي پيوندند و باهم شبکه اي پيچيده را فراهم مي آورد به گونه اي که در نوع خود منحصر به فرد است. ازدواج هنگامي که دچار تعارض شود، شکست نمي خورد، ازدواج زماني شکست مي خورد که براي تعارض راه حلي يافت نشود. به عقيدة گاتمن کيفيت تعامل زن و شوهر پيشگويي کننده مهمي براي آشفتگي زناشويي و ميل به طلاق است. زوجيني که ارتباط منفي تري با همديگر دارند داراي رابطه زناشويي نابسامان بوده و به آشفتگي در آينده دچار مي شوند. همچنين زوج هايي که ميل به طلاق دارند در تعاملات زناشويي از هيجان هاي منفي بيش از هيجان هاي مثبت استفاده مي کنند.