


در گزارش پیشین در رابطه با شیوه مدلسازی توزیع اعتبارات مبتنی بر شیوه تحلیل پوششی داده ها توضیحاتی ارائه گردید. در این میان لزوم هدف گذاری بر روی مقادیر اعتبارات در سطح استانی و ملی در نشست های تحلیل نتایج مدل اولیه به نقد گذاشته شد. آنچه مسلم است از بکارگیری مدل اولیه به این هدف می توان دست یافت که توزیع اعتبارات بهتر است تا براساس عملکرد استان ها در بهره برداری از منابع در اختیار آنها باشد و تلاش کنند تا برای دسترسی به اعتبارات بیشتر بر امتیازات کارایی خود نیز بیفزایند.
اما سیاست گذاری در کشور و استان ها نیز موضوع مهم دیگری است که توجه به آن در برنامه ریزی الزام آور است. هر استان باید بتواند اختیارات لازم برای توزیع اعتبارات خود در بین فصول مختلف را داشته باشد اما در چارچوبی که کشور مبتنی بر اهداف توسعه ای و آمایشی برای آنها تعیین می کند. این بدان معناست که اگر کشور در مسیر برنامه ریزی های راهبردی خود، جهت گیری های خاصی را برای استان ها تعیین کرده که البته این مهم از طریق تعامل با استان ها در تحلیل های راهبردی ممکن است برای توزیع اعتبارات مورد نیاز آن برنامه ها باید به ترکیب و تناسب بودجه های تخصیص یافته نیز توجه کند.
بنابراین مدل دوم به دنبال هدف گذاری توزیع اعتبارات می باشد، هدف گذاری که سهم استان ها در هر فصل و برنامه را کنترل کرده و سهم کشور را نیز در هر فصل و برنامه و در کل اعتبارت مورد توجه قرار دهد. برای دستیابی به این مهم، در مدل دوم تلاش شده است تا از شیوه مدل سازی فراآرمانی بهره گرفته شود. در مورد دلایل و چارچوب کلی آن در گزارشات پیشین توضیحات کاملی ارائه شد. در این گزارش تلاش شده است تا ساده سازی بهتری بر مدل فرا آرمانی صورت گرفته و تا حد امکان از پارامترها و محدودیت های کمتری استفاده شود، بطوری که مفاهیم و رسالت اصلی مدل سازی نیز رعایت گردد.