یکشنبه, 23 خرداد 1400 03:40

کتاب حاضر به سفارش دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری یزد نگاشته شده است. هدف اصلی و اولیه از نگارش چنین کتابی، ارائه­ی تصویری هرچند کلی از وضعیت اجتماعی استان یزد با رجوع به مقالات حوزه­ی علوم اجتماعی بوده است. در این میان و از مجموع مقالات موجود، 28 مقاله در حوزه­های گوناگونِ اجتماعی نظیر ازدواج، طلاق، جمعیت و باروری، امنیت اجتماعی، سرمایه­ی اجتماعی، سلامت اجتماعی، تمایلات مصرفی و آسیب های اجتماعی، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

گزینش مقالات، به انتخاب نگارنده­ی کتاب و براساس موضوعات از پیش تعیین شده بوده است. بررسی هر مقاله نیز در دو بخش کلی انجام گرفته است. در بخش اول، به روش، جامعه­ی ­آماری، حجم نمونه و خلاصه‌ای از هدف و موضوع مقاله اشاره شده و در بخش دوم نیز یافته­ها و نتایج مقاله آورده شده است.

با این اوصاف، هرچند رسیدن به هدف اولیه­ی نگارش کتاب که ترسیم وضعیت اجتماعی استان یزد را دنبال می­کرد، رویکردی کاملا تحلیلی را می­طلبید؛ اما با این وجود، باید اذعان داشت که کتاب حاضر، بیش از آن­که کتابی تحلیلی قلمداد شود، کتابی صرفا با محتوای توصیفی است. دلیل اصلی این امر را نیز می­بایست در محتوای مقالات حوزه­ی اجتماعی در ایران جستجو کرد. در واقع، اکثریت مقالات مورد بررسی این کتاب، در تلاشی مشابه و با روشی واحد که همان پرسش­نامه است، به توصیف برخی مفاهیم اجتماعی پرداخته و با به­کارگیری روش­های تحلیل آماری، فرضیات از پیش تعیین شده­ای را اثبات یا رد کرده‌اند. از آن مهم­تر این­که، بسیاری از موضوعات مورد بررسی مقالات، چندان نشانه‌ای از یک مسئله­ی اجتماعی یا همان پرابلم اجتماعی را با خود به­همراه ندارند. در چنین شرایطی بسیار دشوار است که بتوان با بررسی چنین مقالاتی در قالب یک فراتحلیل یا هر عنوان دیگری، تحلیلی از وضعیت اجتماعی یک منطقه، شهر یا استان ارائه داد.

ناگفته نماند که ضعف مقالات پژوهشی در حوزه­ی علوم اجتماعی، مختص استان یزد نبوده و اکثریت مقالات اجتماعی نگاشته شده­ در کشور، دارای چنین وضعیتی هستند. به همین دلیل است که برخی محققان حوزه­ی علوم اجتماعی در ایران، بخش بزرگی از ناکارآمدی جامعه­شناسی در ایران را ناشی از ضعف پژوهش­های انجام شده در این حوزه می­دانند. در همین رابطه، محمد فاضلی در مقاله­ای با عنوان «ناکارآمدی جامعه‌شناسی در ایران»، پس از بررسی نظرات مطرح شده، چهار دلیل عمده را فهرست می­کند که تقریبا تمام موارد آن را می­توان به پژوهش­های انجام شده در حوزه­ی علوم اجتماعی نیز تعمیم داد. با این اوصاف و برای آن­که صحبت را در ضعف­های جامعه­شناسی در ایران به درازا نبریم، این مبحث را با چهار دلیل مطرح شده از سوی محمد فاضلی در باب ضعف جامعه‌شناسی در ایران به پایان می­بریم:

  1. ناتوانی در تفسیر، تجزیه و تحلیل مسایل اجتماعی اساسی یا حل آن­ها

تقی آزاد ارمکی، در کتاب «جامعه­شناسی جامعه­شناسی در ایران»، عمده­ترین تعریفی که برای ناکارآمدی جامعه­شناسی ارائه می­دهد، ناتوانی بررسی مسئله­ی اجتماعی است. به نظر وی، آن‌چه که می‌تواند مفید‌ بودن‌ علم جامعه‌شناسی در ایران را تعیین کند، میزان ارتباط آن با مشکلات اساسی در جامعه است. در صورتی کـه جـامعه‌شناسی در‌ ایـران‌ توانسته‌ باشد حداقل یکی از مـسائل اسـاسی را بـررسی کند، می‌توان به‌ سودمندی آن اشاره کرد. آزاد ارمکی هم­چنین از نهادن نام «بررسی اجتماعی» برآن­چه تاکنون انجام شده است نیز اکراه دارد (فاضلی، 1381، صص 21 و 22).

  1. فقدان قدرت تدوین نظریه­ای برای تبیین پدیدارهای اجتماعی در ایران

برای نمونه، حسین کچوئیان، بـه فـقدان نـظریه در جامعه‌شناسی ایران اشاره می‌کند و سخن‌ گفتن از جامعه‌شناسی ایران را ممکن نمی‌داند. او معتقد است نمی‌توانیم از جامعه‌شناسی ایران سـخن‌ بـگوییم.‌ جامعه‌شناسی ایران البته دو معنا می‌تواند داشته باشد: یکی‌ به‌ عنوان‌ یک حوزه‌ی کاری که مـراد از آن، پژوهش‌ جـامعه‌شناسانه‌ درباره‌ی جامعه‌ی ایران است، و دیگری به معنای یک علم و جامعه‌شناسی ملی و خاص‌ کشور ایران. وی مـعتقد اسـت، در‌ باب‌ اولی کارهایی‌ انجام‌ شده‌ است، ولی هیچ‌کدام بنیان نظری درستی ندارند‌ و توصیفی‌اند. در بـاب دومـی هـم معتقد است، ما فاقد جامعه‌شناسی بومی هستیم که اصلی‌ترین‌ نمود‌ آن فقدان یک نظریه‌ی بومی است (فاضلی، 1381، ص 22)

  1. پیروی نکردن از اصول روش علمی در انجام تحقیقات

در همین زمینه عده­ای معتقدند، اساس یک سـیر روشـی درسـت، داشتن مسائل دقیقا تـعریف شـده و مهم برای محقق اسـت و جـامعه‌شناسی ایران را‌ فاقد‌ مسئله می‌دانند. از همین‌رو معتقدند، آن‌چه در جامعه‌شناسی ایران انجام شده، از همان ابتدا فـاقد بـینان روشی اولیه، یعنی تعریف درست مسئله بـوده اسـت. از همین اسـتدلال بـرای رسـیدن به این نتیجه اسـتفاده‌ شده‌ است که جامعه‌شناسی ایران قصد تبیین چیزی را ندارد و لذا، الزامی به رعایت اصول روشی هـم نـیست؛ آن‌چه که بررسی می‌شود، موضوعات پراکنده‌ای اسـت‌ کـه‌ بـه تـصادف در مـعرض ذهن‌ محققان‌ قـرار مـی‌گیرد و در چارچوب یک برنامه‌ی پژوهشی روشمند دنبال نمی‌شود (فاضلی، 1381، ص 22).

عده­ای دیگر با تمایز نهادن میان «مطالعه­ی اجتماعی» و «پژوهش اجتماعی»، نوع اول را قالب روشی مسلط در جامعه‌شناسی ایران دانسته و نپرداختن به نوع دوم را‌ به‌ ناکارامدی تـعریف کـرده‌اند. هدف از اولی‌ مطالعه‌ای‌ توصیفی-اکتشافی به‌ قصد‌ شـناخت‌ وضـع مـوجود، شناخت متغیرها و اطلاع از رابطه‌ی میان آن‌هاست. اما «پژوهش اجـتماعی»، اقدامی بـرای پیدا کردن رابطه‌ی علّی میان پدیده‌های اجتماعی‌ و تبیین آن‌هاست. به همین دلیل است کـه‌ بـعضی‌ از این گروه معتقدند، آن‌چه‌ تاکنون‌ در‌ ایران با عـنوان‌ تـحقیقات‌ اجتماعی صـورت گـرفته، بـیشتر از سنخ مطالعات اجتماعی بوده است (فاضلی، 1381، ص 22).

برخی از صاحب‌نظران علوم اجتماعی ایران نیز از تـقلیل‌ روش‌شناختی‌ در جـامعه‌شناسی ایران گلایه‌ می‌کنند. آن­ها معتقدند در‌ طول قرن بیستم، هم‌گستره‌ی روش‌های کـمّی بـسط یـافته، و هـم تـوجه نسبت به روش‌های کیفی بیشتر شده است. اما شواهد حاکی از آن‌اند که روش تحقیق کمّی در ایران، به چند روال آماری معمول‌ محدود‌ شده و روش تحقیق کیفی به کلی مغفول مانده است. مـحمد عبداللهی از ایراد اول برداشتی شبیه به نوعی پوزیوتیویسم بی‌بنیاد دارد. مهدی طالب نیز معتقد است‌ که‌ استفاده از‌ پرسش‌نامه به عنوان تنها تکنیک پذیرفته‌شده‌ی تحقیق در جامعه‌شناسی ایران و ترسیم جدول و نـمودار بـه مثابه‌ ابزارهای نمایش نتایج تحقیقات، به صورت اپیدمی درآمده است (فاضلی، 1381، ص 22).

  1. بی­ توجهی یکسان به همه­ی جوانب حیات اجتماعی در ایران

در این دسته افرادی هستند که متروک‌ ماندن‌ حوزه‌های‌ مهمی از جامعه‌شناسی را -که حتی گاهی احساس می‌شود برای روشن کردن زوایایی از حیات‌ اجتماعی‌ نـیز ضـروری هستند- شاخص ناکارامدی می‌دانند. برای مثال، محمد توکل معتقد است که جامعه‌شناسی تاریخی، جامعه‌شناسی سازمان‌ها،‌ جامعه‌شناسی‌ تغییرات‌ اجتماعی و جامعه‌شناسی معرفتی- فرهنگی، از حوزه‌های متروکه‌اند که اهمیت بسیار دارند (فاضلی، 1381، ص 22).

متاسفانه یا خوش­بختانه، پژوهش­های انجام شده در حوزه­ی علوم اجتماعی استان یزد نیز تک­تک موارد بالا را به عنوان موارد دخیل در ناکارآمدی جامعه­شناسی در ایران، به صورت جمعی با خود به همراه داشته و از این حیث تفاوتی میان پژوهش­های اجتماعی استان یزد با کل کشور وجود ندارد.

با تمام این شرایط و با عِلم به ضعف­های پژوهشی در حوزه­ی علوم اجتماعی در کشور و استان، در اولین گام و با هماهنگی با کارفرمای محترم طرح، قرار بر آن شد تا با شیوه‌ای کاملا انتقادی، مقالات حوزه­ی اجتماعی استان یزد، مورد بررسی قرار گرفته و در خلال نقد مقالات، مسئله­ی اصلی استان در زمینه­ی مورد بررسی مقاله، استخراج گردد. هرچند نتیجه­بخش بودن چنین روشی در ابتدا چندان امیدوار کننده به نظر نمی­رسید، اما حداقل فایده­ی به­کارگیری چنین روشی در این بود که خوانندگان این کتاب، به­ویژه دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی، با ضعف­های مقالات پژوهشی استان آشنا می­شدند. هرچند در ادامه و با پیشرفت بخش زیادی از کار، نتایج قابل قبولی از نقد مقالات بدست آمد، اما به دلایل مطرح شده از سوی کارفرمای طرح، این شیوه­ از دستور کار خارج و در نهایت امر، تنها به خلاصه­سازی مقالات اکتفا شد.

به این ترتیب، کتاب حاضر را می­بایست خلاصه­ای از مقالات منتخب حوزه­ی اجتماعی در استان یزد دانست که تلاش دارد سیمای اجتماعی استان یزد را در قالب مقالات نگاشته شده با موضوعات علوم اجتماعی و با محوریت استان یزد به تصویر کشد. با وجود تمام کاستی­های موجود در کتاب، جای امید است که خوانندگان آن، ضمن آشنایی با پژوهش­های انجام شده در حوزه­ی علوم اجتماعی استان یزد، تصویری هر چند کلی از وضعیت اجتماعی استان نیز بدست آورند.

  • عنوان طرح: مجموعه مقالات پژوهشی با موضوع مسائل فرهنگی و اجتماعی استان یزد
  • مجری طرح: شرکت تدبیر و توسعه پرنیان
  • کارفرما: دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری یزد
  • سال: 1394
آدرس: شهر میراث جهانی یزد، بلوار دانشجو، سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان یزد، مرکز آموزش و پژوهش های توسعه و آینده نگری سازمان.
تلفن: 4-36241151 (035) داخلی 310 و 255
نشانی رایانامه برای ارسال نقطه نظرات، نیازهای پژوهشی و پژوهش های خاتمه یافته به سازمان: yazdresearch@mporg.ir

همه حقوق مادی و معنوی «سامانه پژوهش های توسعه ای استان یزد» متعلق به سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان یزد است. هرگونه بازنشر اطلاعات مندرج در این پایگاه با ذکر ماخذ بلامانع است.

طراحی و پشتیبانی فنی:سیدمحمدهاشم حکیمی

اگر تاکنون ثبت نام نکرده اید، اینجا را کلیک کنید.

ورود به حساب کاربری