


هدف پژوهش حاضر بررسی فراوانی دلایل گرایش به طلاق در جامعه امروز و اقدام برای پیش گیری از شیوع طلاق در جامعه، شناسایی آسیبهای اجتماعی نوپدید و شناسائی عوامل موثر در سازش بین زوجین دارای اختلاف که منجر به تهیه مقدمه، نوشتن یک دستورالعمل و راهنمای مشاورین می گردد.
روش پژوهش حاضر با توجه به اهداف تحقیق، شامل دو بخش کلی میباشد بخش ابتدایی خود شامل دو قسمت کمی و کیفی میباشد که در ادامه شرح داده میشود. روند کار در مرحله ابتدایی از روش کيفي تبعیت میکند که به شیوهی توصيفي به تعیین دلایل گرایش به طلاق در جامعه امروز پرداخته شده است. هدف درک عميق از آسیبهای اجتماعی نوپدید، شناسائی عوامل موثر در سازش بین زوجین دارای اختلاف است که با توجه به روش پژوهش منابع مختلف اعم از کتاب و مقاله در راستای موضوع مورد نظر و مورد مطالعه قرار گرفت. پس از بررسی کیفی علل گرایش زوجین به طلاق، سیاهه علل به منظور بررسی انواع، شدت و فراوانی آسیبها و تدوين شد.
یافته های پژوهش نشان دهنده فراوانی و شدت عوامل موثر در طلاق از نگاه مردان و زنان بود. مؤلفه های سازش پرونده های طلاق از دید مشاوران نشان دهنده نقش مهم خدمات مشاوره ای در سازش پرونده های طلاق دارد و بالاترین فراوانی مؤلفه های عدم سازش پرونده های طلاق از دید مشاوران مراکز تحکیم خانواده به اعتیاد شدید و عدم تفاهم اخلاقی مربوط می شود. بالاترین فراوانی دلایل طلاق در مردان و زنان مربوط به عدم آشنایی با مهارت های زندگی می باشد.
نتایج نشان دهنده این است که چهار ویژگی دموگرافیک ساعات کار، تعداد فرزندان دوران عقد و درآمد همسر (زن) می توانند احتمال و شانس سازش پرونده ها را تحت تاثیر خود قرار بدهند. چنان که نداشتن دوران عقدی، ساعات کاری زیادتر، و درآمد همسر(زن) احتمال سازش را کاهش داده و تعداد فرزندان بالاتر احتمال سازش را افزایش داده است.
نتایج نشان دهنده این است که هفت عامل (نداشتن تفاهم اخلاقی، عدم توجه به حرمتها در مشاجرات خانوادگی، روابط فرا زناشویی، عدم مسئولیت پذیری از جانب مرد و زن، ازدواج تحمیلی، بیماری روانی، ناسازگاریهای جنسی) می توانند احتمال و شانس سازش پرونده ها را تحت تاثیر خود قرار بدهند.
با توجه به نتایج، پیشنهادهای کاربردی در قالب دستورالعمل های درمانی و مداخله ای ارائه شد.