


طرح تحقیقاتی "انجام مطالعات کمی و کیفی پسماندهای صنعتی در استان یزد" با تمرکز بر پایش تولید پسماند شرکتهای نساجی فعال در شهر یزد سازماندهی شده است. این طرح در شش فصل تدوین شده است. در فصل اول مفاهیم پسماند، پسماندهای صنعتی و ویژه، مدیریت پسماند و راهکارهای کاهش تولید ضایعات پرداخته شده است. در دستهبندی کلی پسماندهای صنعتی، پسماند حاصل از صنایع نساجی در گروه 4 قرار دارند. که مشتمل بر ضایعات جامد شامل الیاف، پارچه، یا کالای معیوب، مواد شیمیایی و پساب رنگی است. خطرناک ترین و پیچیدهترین پسماند در این دسته پساب حاصل از حمام رنگرزی یا شستشوی کالای چاپ شده است.
ظرفیتها و پتانسیلهای صنایع مستقر در استان یزد در تولید و ایجاد پسماندهای صنعتی در فصل دوم بررسی و تحلیل شده است. براساس آمار منتشر شده سازمان صنعت معدن و تجارت و همچنین سازمان برنامهریزی و بودجه استان، استان یزد با دارا بودن بیش از 30 ناحیه، منطقه ویژه و شهرک صنعتی حدود 25 درصد از تولیدات صنعت نساجی را به خود اختصاص داده است. نزدیک به 40 درصد اشتغال صنعتی استان، 25 درصد اشتغال کل استان و 8.14 درصد از کل سرمایهگذاری صنعتی استان یزد را بهخود اختصاص داده است. استان یزد در تولید منسوجات سنتی مقام اول و در تولید پارچههای پنبهای و الیاف مصنوعی، ریسندگی نخ پنبه و پلی استر رتبه دوم را در کشور بهخود اختصاص داده است.
در فصل سوم با تمرکز بر صنعت نساجی، به بررسی شرکتهای نساجی از نظر میزان مصرف انرژی و منابع طبیعی و منشا ایجاد پسماند پرداخته شده است. در پایان سال 1396 بیش از 740 واحد نساجی دارای پروانه و بالغ بر 100 واحد بدون پروانه در استان یزد دایر بوده است. ۳۲ درصد ماشین آلات مستقر در این واحدها از نوع تکنولوژی بالای سال ۲۰۰۰ و نزدیک به ۳۰۰۰۰ نفر در این واحدها مشغول بکار می باشند که این عدد اشتغال چهل درصدی صنعتی استان یزد را تشکیل می دهد. حدود 81 درصد واحدهای فعال در صنعت نساجی یزد را کارگاههای کوچک و متوسط تشکیل میدهند و حدود 11 هزار نفر در حوزهها و گرایشهای مختلفی از صنعت نساجی استان یزد مشغول به کارند. فصل چهارم نقشه منابع آب زیرزمینی، رشته قناتها و خطرات زیست محیطی آلودگی آنها مورد بررسی قرار گرفته است. فصل پنجم مشتمل بر ارزیابی میدانی شرکتهای نساجی شهر یزد، ارزیابی کمی و کیفی پسماندهای جامد و مایع و مواد شیمیایی مضر محیط زیست میباشد. شرکت های نساجی مورد بررسی مشتمل بر 60 شرکت فعال در زمینههای مختلف شامل ریسندگی، بافندگی، فرش، موکت، رنگرزی، چاپ و انواع تکمیل هستند.
روش گردآوری دادهها در این تحقیق به روش کتابخانهای، انجام مصاحبه و جمعآوری نمونههای پساب، تصویربرداری از محل و اندازهگیری کمی آلایندهها است. جهت انجام این مطالعه شرکتهای نساجی استان یزد در گروههاي مختلف شامل ریسندگی، بافندگی، رنگرزی و تکمیل بر اساس فرآیند تولید و نوع پسماندها تقسیم شدند و در کل از 60 واحد به عنوان نماینده بازدید به عمل آمد. به منظور بررسیهای کمی و آنالیز شیمیایی، نمونههای پساب درطی سه دوره زمانی از فصول بهار، تابستان و پاییز به صورت تصادفی در محل شرکت تهیه و پس از انتقال به آزمایشگاه با استفاده از تکنیکهای مناسب میزان آلایندههای رنگی، فلزی و شیمیایی مختلف مورد اندازهگیری و پس از تجزیه و تحلیل، گزارش شدند. در بخشهای ریسندگی انواع نخها، بافندگی انواع پارچههای کشباف، گردباف، تاری پودی، ترمه و تکمیل فیزیکی نظیر چلهپیچی، تکسچرایزینگ، نختابی، تهیه موکت، فرش ماشینی پسماند خطرناک به جا نمانده است و اغلب ضایعات به خط تولید برگردانده شده و یا به صورت کالای مصرفی در تولیدات دیگر یا مشاغل دیگر به فروش میرسد.
ضایعات پارچه به انواع مختلفی از جمله ضایعات بافندگیهای انواع پارچه، تولیدیهای لباس، صنعتیدوزها و.. تقسیم میشود که از نظر جنس ضایعات پارچه به پنبه، پلی استر، فیلامنت ویسکوز و.. تقسیم میشود. این نوع کناره پارچه بنا بر جنس آن در صنعتهای طناب بافی، بسته بندی و تمیزکاری کارخانجات استفاده میشود. ضایعات نخ و پارچه پلیاستر؛ که در رنگ ها و درصدهای متفاوت پلیاستر ایجاد میشوند؛ در شرکتهای حلاجی و ذوب پلیاستر بنا به سفارش خود بازیافت میشوند. بیشتر این نوع ضایعات از نوع سرنخ پلیاستر و ضایعات پرده و پارچه پلیاستر میباشند. بر اساس نتایج به دست آمده از شرکتهای نساجی مورد بررسی به ویژه در بخش رنگرزی، تکمیل و چاپ پسماند تولیدی شامل 20260 لیتر در روز پساب خروجی و 1980 مترمکعب پسماند باشد، که از این میان 56.2 درصد جامد، 18.8 درصد نیمه جامد و 25 درصد مایع هستند. در مجموع و با فرض این روند کاری برآورد میگردد میزان لجن اسیدي و شیمیایی ناشی از حوضچه تبخیر در رنگرزي حدود 6540 تن در سال ایجاد شود. پسماند آلودهکننده صنعت نساجی اغلب در بخشهای رنگرزی و چاپ است، که متاسفانه تخمین زده میشود بین 2 تا بیش از 1000 کیلوگرم رنگها در سال از طریق پساب نساجی به محیط زیست وارد شوند.
در فصل پایانی، به بررسی برخی از اقدامات موثر برای بازیافت، بازیابی و کاهش میزان پسماندهای نساجی نظیر استفاده مجدد، تبدیل و یا فروش ضایعات برای تبدیل به دیگر کالاهای مصرفی اشاره شده است. همچنین راهکارهایی جهت کاهش مقدار رنگزاها پیشنهاد شد که شامل استفاده از نانوکامپوزیتهای کربنی، تخریب فتوسونوشیمیایی، سونوالکتروشیمیایی و انعقاد الکتریکی میباشد. این روشها از نظر کاهش رنگ در محلول و امکان استفاده از آنها برای حذف مواد خطرناک موجود در پساب بررسی شدند. براساس نتایج به دست آمده هر یک از این شیوهها میتوانند بین 80 تا 100 درصد رنگ را از پساب حذف نمایند. این روشها دارای مزایا و معایب خاص خود هستند، البته در بین این روشها به نظر میرسد مناسبترین روش تخریب سونوالکتروشیمیایی با استفاده از الکترودهای اصلاح شده باشد، زیرا تنها نیروی برق برای تخریب رنگ به کار برده شده و هیچگونه مواد شیمیایی مضاعفی استفاده نمیشوند، ضمن آنکه نانوذرات به دلیل قرار گرفتن در ساختار الکترود، به پساب و درنتیجه محیط زیست وارد نخواهند شد.
همچنین اقدامات سادهای نظیر انتخاب مواد مناسب، پیش تصفیه آب، جایگزینی مواد شیمیایی، تغییر و اصلاح ماشین آلات و تغییر تولید سنتی میتواند از جمله فعالیتهای پیشنهادی جهت کاهش ضایعات در شرکتهای نساجی باشند. خوشبختانه سهم عمدهای از ضایعات جامد تولیدی در بخش ریسندگی و بافندگی و تکمیل قابل بازیافت هستند و مجددا به چرخه تولید برگردانده میشوند، برخی از ضایعات نیز به صورت بستهبندی شده برای مصارف دیگر نظیر تولید تشک، لحاف، پشتی و بالش به فروش میرسند.
اجرای راهکارهایی نظیر حداقل استفاده از مواد شیمیایی در فرآیند، توجه به نشت آب و مواد شیمیایی، تمیز کردن کف زمین به صورت خشک، در ادامه تمیز کردن با تکهای پارچه ای مرطوب و آموزش کارگران در مورد اهمیت پاک نگه داشتن محیط، همچنین تفکیک جریانهای قوی از جریانهای ضعیف، تجهیز سیستم ذخیره و حمل جداگانه برای آب باران و در کل، اطمینان از اینکه مقدار فاضلاب ورودی به تصفیه خانه به حداقل رسیده است، نیز در جهت مدیریت موثر تولید و کاهش ضایعات و پسماند قابل اجرا هستند.
علاوه بر این موارد، اجرای سیاستهایی مانند اختصاص مالیاتهای سبز، مالیات پیگویی، مالیات بر انرژی، مالیات بر دفع زباله و مواد زائد و مالیات بر حمل و نقل نیز در بسیاری از کشورهای اروپایی جهت تشویق مدیران به مسائل زیستمحیطی اعمال میشود. علاوه بر این موارد مدیران ارشد شرکتها و تولید کنندگان بایستی به انتخاب سلیقه مشتری، بازار مصرف و نوع محصول نیز توجه بیشتری نمایند، تا در خط تولید شاهد کمترین میزان پسماند باشیم.
از سوی دیگر میتوان با فراهم آوردن نیازهای تولید و ارایه تسهیلات مورد نیاز به صنایع، همچنین اصلاح قوانین دولت نسبت به قاچاق، مالیات و بیمه میتوان انتظار داشت که نه تنها در مبحث بهرهوری تولید و افزایش سود موفق بود، بلکه میتوان میزان ضایعات را در صنعت نساجی به میزان قابل توجهی کاهش داد.