


گسترش ارتباطات و اطلاعات و اهمیت تخصصگرایی باعث شده که سازمانها و ادارات به دنبال راهی برای تعامل میان کسانی که تاثیر مستقیم و یا غیرمستقیم در اداره جامعه دارند، باشند. امروزه استفاده از مشارکتهای مردمی در قالب نهادهای رسمی و مدنی مثل سازمانهای مردم نهاد و یا در اشکال سنتی و ديرينه آن مثل مساجد و هياتها، کانونهای فرهنگی و غیره ميتواند داراي آثار توسعهاي مثبت باشد. اهمیت سازمانهای مردم نهاد در این است که افراد با رغبت و برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی در آن عضو میشوند. این سازمانها که توسط گروهی از اشخاص حقیقی یا حقوقی غیرحکومتی بهصورت داوطلبانه و با رعایت مقررات مربوط، تأسیس میشوند دارای خصوصیت غیرانتفاعی، غیرسیاسی و عضوپذیر هستند.
امروزه اين سازمانها و تشكلها به عنوان بازوان اصلي دولت در پيشرفت كشور ميتوانند تصدیگری دولت در برنامهها را کاهش داده و رسالت و نقش هدایت کنندگی، حمايت و نظارت را ایفا نمايند. به نظر ميرسد که سازمانهای مردمنهاد در کشور ما راهی طولانی در پیشِ رو دارند و البته برای اینکه به جایگاه اصلی خود دست یابند لازم است راجع به کارکردهای این نهاد مهم و نحوه تعامل آن با دولت و بخش خصوصی تغییراتی در سطوح مختلف جامعه ایجاد شود و سمنها به عنوان یک عنصر مهم مورد توجه قرار گیرند، لذا در اين زمينه نياز به اتخاذ رویکرد و سياستگذاري جديد بيش از پيش احساس مي شود. این پژوهش در راستای همین اهداف، ابتدا به بررسی ادبیات تحقیق پرداخته است و سپس با مراجعه به سازمانها و ادارات مختلف و از طریق مصاحبه با مدیران و کارشناسان، شرح وظايف، ظرفيتها، موانع و مسئوليت دستگاههای دولتی و همچنین اقدامات و پروژههاي قابل واگذاري آنها به سازمانهاي مردم نهاد و در مقابل قابليتهاي آن سازمانها جهت تقبل برونسپاریها بررسی شده است. در ادامه با استخراج و تحلیل بروندادهای موجود، به جمعبندی موضوعات مختلف از سوی مدیران و کارشناسان پرداخته شده است.